خرید بک لینک
چند وقت پیش قبل سفر فک میکردم دوس دشتن از دور چقدر خوبه، ناراحتش نمیکنی. وقتی که خواستم برم گفتم میرم تموم کنم برگردم چون اگه یه روزی ناراحتش کنم اون روز میمیرم. ترسم خیلی درست بود حتی یه روز طول نکشید تا ناراحتش کنم و الان دارم تاوانش رو میدم .کاش نمیرفتم کاش حسرت دلی بال + نوشته شده در  دوشنبه دوم اسفند ۱۴۰۰ساعت 4:25&nbsp توسط دلی بال  | 

برچسب: نویسنده: ماهان نیکنام تاريخ: دوشنبه 6 تير 1401 ساعت: 16:40

هرچقدر از خودم ناراحت باشم از مریمم ناراحتم، من بهش اعتماد داشتم حتی بیشتر از خودم تو این موضوع، چیشد ها چرا یکشبه عوض شد همه چی، مگه آدم بی حس باشه مگه احتمال یه درصد بگه حس ندارم میتونه اون کارو بکنه، پس قضیه حس نیست ، بگو از بعضی چیزات خوشم نمیاد که در این صورتم اون قضیه کامل زیر سوال میره، چون من حداقل حسم درس بوده و علاقه داشتم ولی خانومی که علاقه نداشتی تو چرا، انقد کنترل از دستت در رفت، چطور وسط اتفاق منطقی حرف میزدی، پس تو نه تنها کنترلت از دس رفته بلکه از من سو استفاده کردی و یا حتی بدتر از اون فک کردی با این کارو منو راضی کنی مثلا ، که اینم خیلی بده چون منو یه خر فرض کردی که یه ثانیه صدات رو به همچین چیزی ترجیح میدم.تنها چیزی که آرومم میکنه تا دلخوری هامو ازش نگم اینه که میگه دوست ندارم، چون وقتی این حرفو میزنه برا من یعنی تموم ، یعنی در هر صورت تموم یعنی نفسمم شده باشه تموم، بعنی حاضرم هر شب بهش فک کنم زحر بکشم ولی تموم. مطمئنم دلش تنگ میشه برام همونطور که من تنگ شده، چون میشناسمش منو خیلی دوس داره حالا شاید مدل دوس داشتنش فرق کنه ولی داره، چون هنوزم تو قلبم حسش میکنم هنوزم صداش تو گوشمه، حالا خودشو کنترل میکنه پیام نمیده یه مدت بعد هم فراموش میکنه ولی ته دلش هستم ، این اتفاق هرچند خیلی خیلی بد ولی نمیتونه رو ما خط بکشه چون ما شده بودیم میدونستم دلش چه خبره، فراتر از یه رابطه بود. یه شب دلش خیلی تنگ میشه میخواد پیام بده میاد واتس اپ ولی پیام نمیده، اینکارو نکنه یعنی مریم نیست ، شاید به این زودیا نباشه ولی میشه. تقریبا یه ماهه هر شب قبل خواب به این اتفاق فک میکنم، شده یه روتین که اون روز رو از اول فک کنم. محبور شدم به یکی بگم قضیه رو ، جوابش جالب بود میگه

برچسب: نویسنده: ماهان نیکنام تاريخ: دوشنبه 6 تير 1401 ساعت: 16:40

Hiç bitmiyecek gibi bu aci, ask zaten boyle bir sey, ne guzel dir sevmek ve sevilmek, galiba bitirmish bizede ashkimizi kalbde gommek yakisir, hiç bu kadar rahat unutucagini dusunmemistim. Nasil bu olay oldu hala inanamiyorum, nasil pislikmishiz biz.bidefa için her shey bi filim gibi olsun ne olur, agliyarak sarilalim,sonra ozur diliyim ,tamam beraber olmasak da bidefa konushalim .

Terkedilmis delibal

+ نوشته شده در  جمعه بیستم اسفند ۱۴۰۰ساعت 18:51&nbsp توسط دلی بال  | 

برچسب: نویسنده: ماهان نیکنام تاريخ: دوشنبه 6 تير 1401 ساعت: 16:40

صفحه بندی